Cinema - Tehran International Film Festival (Dec 1974)

Record Details:

Something wrong or inaccurate about this page? Let us Know!

Thanks for helping us continually improve the quality of the Lantern search engine for all of our users! We have millions of scanned pages, so user reports are incredibly helpful for us to identify places where we can improve and update the metadata.

Please describe the issue below, and click "Submit" to send your comments to our team! If you'd prefer, you can also send us an email to mhdl@commarts.wisc.edu with your comments.




We use Optical Character Recognition (OCR) during our scanning and processing workflow to make the content of each page searchable. You can view the automatically generated text below as well as copy and paste individual pieces of text to quote in your own work.

Text recognition is never 100% accurate. Many parts of the scanned page may not be reflected in the OCR text output, including: images, page layout, certain fonts or handwriting.

دکتر اوه . . . هروقت بخواهین . . . هرموقعم وقت داشته باشین . فردا چطوره ؟ لوزاندر ت فردا ۰ (حیاین ناراحت) یم ااسعدر اعحله عست ؟ دکتر میدونین » اینجور کارها رو باید هرچه زودتر انجام داد . لوژاندر من چه مرضی دارم ؟ دکتر هرطور میل شماست » ولی من ترجیح میدم يك نگاهی بکنم . لوزااتی ارات زا بان شدی بظراف دوربن میا ید . بعد اطرف دکتر که او نیز ازجا برخاسته » میرود . هردو روبروی هم میایستند . لوژاندر ببین پیر » من بچه نیستم » (ددکنر دستش را با حالتی دوستانه ری شاه لوواندر میگذارد) که مرضن خطرناکی دارم میتونی بهم بکی ۰ دکتر ازمریضائی مثل شما خوشم میاد . لوژاندر دراتاق راه میرود . دکتر اورا تعقیب میکند . مک کید مادعا «توارم شام ۱ ۳ لوژاندر آه . . . (چند قدم میرود) خب » خب . دکتر برمیگرده) خب » چی هست ؟ و بکتیر سلولها (مکت) با بت یک مرطان" لوژاندر چی ؟ لوژاندر حیرت‌زده وناراحت است . دکتر با لحتی آرام میگوید : دکتر شما سرطان کبد دارین . ی ها ۳۳:۲۵ -سرطان ٩‏ :من ؟ وک کی خلو ب پدرفتد اشت 1 لوزاسر میخنده .و چند قدم راه میرواد: بعد برمیگردد و,مقابل دکتر میا پسند . دکتر اما امروز این جور بیماربها . . . دکتر از جیبش يك پاکت سیگار درمیا ورد. دوکتر سیکار..؟ در اپن لحظه ناگهان لوژاندر سیلی محکمی بصورت د.کتر میزند. دکتر دی را بگونه‌اش میبرد. لوژاندر بی] نکه بارانی‌اش را بردارد» از اناق دکتر بیرون میرود. دوربین چند لحظه روی دکتر میماند. رت آپار تمان لوژاندر داخلی روز همسر لوژاندر دختر کوچکش را پرای رفتن بمدرسه آماده ميکند. خانم لوژاندر نمیخوام که هرروز موز بخوری» امروز برات سیب گذاشتم. اونو با آب‌نبات عوض نکنی. دختر لگ که «1لیت» نام دارد» سیب را در کیفش مارم دراین موقع خانم لوژاندر خدمتکار را صدا میکند. خان لو راندر * مادالن! خدمتکار داخل میشود. خانم لوژاندر حالا دیگه باید برین » داره دپر ميشه . مادلن خیلخب خانم (به‌دخترك) بیا بريم آلیت. دخترك مادرش را میبوسد. ۰ خانم لوژاندر دختر خوبی باش. ات وهادان تارج میدو ند. خیابان خارجی روز اتومبیل لوژاندر در يك خیابان مشجر درحال حرکت است. دوربین با اتومبیل پانورام ميکند. باران ملایمی‌میبارد وسطح خیابان خیس شده‌است. اتومبیل مقابل ساختمانی توقف میکند. لوژاندر از آن پیاده میشود دفترچه‌ای را درجیبش میگذارد وبطرف در ورودی ساختمان رفته, داخل میگردد. دوربین بطرف بالا حرکت. کرده. پنجره و بالکن طبقه دوم را در کادر رد آپارتمان داخلی روز لوژاندر درحالیکه با کلید اتومبیل بازی میکند» داخل آپارتمان ميشود. دوربین او را تا سالن تعقیب می 0 در سالن همسرش روی باك مبل فسستته و بافتنی میبافد. خانم لوژاندر دکتر پازولینی چی گفت؟ لوژاندر موضوع را از هسرش پنهان میدارد. لوژاندر چیزی نیست. لوژاندر جلو میرود. همسرش از جا بلند ميشود. خانم لوژاندر (مطمتن شده) آه . . . چه خوب. خیالم راحت شد. میدونی» يك کم ترسیده بودم. (لوژاندر حرف نمیزند) دوا هم بهت داد؟ لوژاندر نه, حتی دوا هم نداد. (مکت) آلیت خونه نیست؟ خانم لوژاندر این‌موقع روز اون مدرسه است. نا گهان صدای زنگ تلفن بلند میشود. دوربین خانم لوژاندر را که بطرف راهروی ورودی میرود ؛ تعقیب میکند. خانم لوژاندر گوشی را برمیدارد. خانم لوژاندر (درتلفن) الو؟ بله خودمم! يك لحظه گوش میدهد. ناگهان مضطرب ميشود. خانم لوژاندر چی؟ . . .اجی گفتین؟ ۰.۰ کی؟ .۰ ۰ جطور ۰ ها 1 آ قای لوژاندر داخل کادر میشود. خانم لوژاندر (درتلفن) بله, بله الان ميائیم. ترا خانم لوژاندر (رنگ‌پربده) آلیت گم شده! لوژاندر چی ٩‏ خانم لوژاندر آلیت توی مدرسه گم شده! لوژاندر ناراحت نباش .۰ . . گم که نشده .۰ . . برستار باهاش بود؟ خانم لوژاندر بله بله» الان بر‌گثت اما چیزی بمن نگفت. خانم طووا نس امه او اتای رون مود ونر او ۱۳0 لوژاندر بربژیت! مدرسه خارجی روز در حیاط مدرسه دوربین با عده‌ای از شا گردها پا نورام هدند . آ فا وخانم لوژاندر و پرستار درحالیکه مدیره مدرسه جلوی ات داخل کادر میشو ند. خانم لوژاندر با مدیره صحبت میکند. همه میاستند. خانم لوژاندر آخه چطور این انفاق افتاده؟ مدیره من نمیدونم خانم» هیچی نمیدونم. همه دوباره راه ميافتند. دوربین با آنها تراولینگ تن خانم لوژاندر (مضطرب) شما مطمئنین گم شده؟ مدپره نمیدونم (همه میایستند) عجیباینجاست که پك معلم ومن مواظب بچه‌ها بودیم. آلیت هم بین بچه‌ها بود. با من بیائین. بهتون نشون میدم. همگی درحالیکه پشت بدوربین دار ند» از حیاط مدرسه مرن تصوبر عمومی از يك کلاس درس که درآن حدود بست دختر بچه هشت تا ده سااله شتا این معلم وسط کلاس ایستاده» اکنای در دست دارد و با صدای بلند دیکته میگوید. معلم زن جوان وزیبائی است. معلیم (حیکه مکوین) انا بر حواهد اشت: ۰ ۲۰ صدای پای عده‌ای که وارد کلاس میشوند خارج از کادر بگوش میر سد. معلم بطرف در میرود. دوربین او را نعقیب میکند نا به مدیره مدرسه خانم وآقای لوژاندر وپرستار میرسد. مدیره س آ قا وخانم لوژا ندر پدرومادر ات هستند. معلم خیلی خوشوقتم . همگی تا میزهای ردیف اول جلو میاّبند. شاگردها خارج از کادر از جا مدیره (به آقا وخانم لوژاندر) وقتی بچه‌ها وارد کلاس میشن » خانم معلم اونهارو میشمره» مثل هرروز بیست‌ودوتا بودن» بعداز پنچ دقیقه منوجه ميشه که ات بین او نها ثیست » فورا ی سا میکنه. خانم لوزاندر شاید فرار کرده باشه؟ مدبر ۵ س غیر همکنه, دربون میگه هیچ شا گردی از مدرسه بیر ون نرفته. لوژاندر ی ی بطرف مدبیره میر‌ود. لوژاندر چیز عجیبیه» اینجا مسئول نداره؟ مدیره (به‌شاگردها) بشینین! تصویر عمومی ازشا گردها که مینشینند. الیت بین بچه‌ها نسنته است. ازجا بلند میشود» بطرف پرستار رفته او را میبوسد. مدیره (خارج از تصویر) منم اونهارو شمردم» حتی از روی دفنر حاضرغایب کردم. االت بطرف مادرش میر ود.